بایگانی: خاطره ها و یادها

کسی تو را ز من نمی‌خرد ای دل

سهیلا ملکی
یه آقایی روی ویلچر بهم نزدیک شد و گفت شما هم با اینها اومدید؟ و چرا اومدید؟ گفتم قراره داستان بنویسیم و این صحبتها . یهو انگار خیلی خوشحال شد و شروع کرد از خودش گفتن ، حدودا 50 ساله بود و فکر کنم 90 درصدی جانبازی داشت تمام بدنش پر از ترکش بود و قدرت کنترل دفعش روهم نداشت . یک بار ازدواج کرده بود و چند سال بعدش جدا شده بود و اومده بود آسایشگاه . عاشق فلسفه بود و میگفت خیلی فلسفه ی غرب مطالعه میکنه و راجع به چند نظریه شروع کرد به صحبت کردن.
کسی تو را ز من نمی‌خرد ای دل سهیلا ملکی  سال ٨٧- ٨٨ یعنی وقتی ٢٢-٢٣ ساله بودم به یک کلاس داستان نویسی می رفتم. یک روز قرار شد از طرف کلاس، ما رو به آسایشگاه جانبازای قطع نخاعی ببرن و ما از خاطرات و حرفهای اونها الهام بگیریم و یه داستان در اون حوزه […]

نیامد

به مناسبت سالروز تولد رضا براهنی
" نیامد " شعری است از رضا براهنی، که او خود آن را خوانده است. متن ضبط شده و حروفی شعر را تقدیم دوست داران آثار رضا براهنی می کنیم.
به مناسبت سالروز تولد رضا براهنی  رضا براهنی نویسنده ، شاعر و منتقد ادبی در سال ۱۳۱۴در تبریز به دنیا آمد . خانواده‌اش زندگی فقیرانه‌ای داشتند و او ضمن آموزشهای دبستانی و دبیرستانی به ناگزیر کار می‌کرد. در ۲۲ سالگی از دانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت .سپس به ترکیه رفت و پس […]

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)