بایگانی: زندان

رستگاری در خیابان

بازنگری در طغیان علیه وضع موجود
انباشتگی مطالبات بسیار؛ و فقدان آن همه چهره در دو سو که سخن و خواست شان قلمرو داشت . جایگزینی خواست قدرت به جای خواست های آرمان گرایانه . به محاصره افتادن شهرهای بزرگ ، به ویژه تهران ، در حاشیه نشینی هایی که ممکن است با سستی قدرت در مرکز ، همچون بمب های ساعتی منفجر شوند . نه برای چیزی از سنخ انقلاب که همه زخم خورده ی آن هستند . برای هرج و مرج و غارت . و به جای آن همه که در مقطع انقلاب داشتیم و مهیای اعتماد ورزیدن به آن ها بودیم ، حاشیه نشین های سیاسی بسیاری هستند که در چنین هرج و مرج احتمالی ، مترصد ربودن سهم شان از قدرت خواهند شد .
علی سروش چندی پیش در فضای مجازی، گفتگوی میان دو نفر در مورد  مطالبات قومی، ذهنم را بیش از پیش درگیر مسئله ای کرد که طی چهار دهه ی گذشته ، مداوما بر آن درنگ داشته ام  . گفتگویی که امروز راه به تفاهم نبرد ، فردا چه راهی پیش روی مان خواهد گشود؟  با […]

خنیاگر عشق، رهایی، جاودانگی: ا. بامداد

م.ح (نازلی)
شاعرانگی را پیوند می زند به آزادی، آنچنان پیوندی که گسستش را نه به ظلم، نه به دشنه، نه به تاریکی، نتوان کرد. چه خود معتقد بود شعر گویا ترین سند تلقیات اجتماعی هر شاعری است. الگوی شعر شاعر امروز را زندگی معرفی میکند. او حضور انسان را آبادانی میداند و هراس میکند از مردن در سرزمینی که بهای آزادی آن به افول رفته است. نامش را وقتی عشق صدا میزندش زیبا ترین کلام جهان میداند و زاییده می‌شود از نخستین نگاه عشق! 
در اوایل قرن ۱۴ چشم به جهانی گشود تا سالهای نوجوانی و جوانی اش نظاره گر جنگ‌های ویرانگری باشد که انسانیت نه به کام مرگ بلکه توسط انسان‌ها بلیعده شد. او یگانه آفریننده شعر منثور بود. شاعری چموش که بر دیوار‌های گرد گرفته شعر شلنگ انداخت. همانگونه که واژه‌ها را از قید میرهانید، آزادی را […]

در سوگ روسفیدان سودازده سرزمین من

یادداشتی به قلم میراصغر موسوی
با یاد مریم میرزاخانی و تقدیم به دو دخترم؛ هانا و مانا
همه را می‌بخشم، همه را. چه آنهایی که به حبس و حصر بردند ما را، و چه آنهایی که کتک زدند و آزار دادند؛ و حتی آن برادر روسیاهِ مسخ شده‌ی نوکر و عمله‌ی قدرتِ فربه شده، که لبه تیز قمه‌اش را گذاشته بود روی گلوی باریک و نازک گردن دو دختر خردسالم، که اگر به […]

نامه هایی از دانشجویان تیرباران شده

این نامه ها از کتاب «نامه های تیرباران شده ها» استخراج شده است. در این کتاب هفتاد و یک نامه از 71 مبارز تیرباران شده در فرانسه - اعضای نهضت مقاومت - گردآوری شده است. در سال 1357 توسط انتشارات امیرکبیر نسخه فارسی این کتاب با ترجمه محمودتفضلی منتشر شد.
JANE  LEFEBVRE                                                                                ژان لوفور                  ( بدون تاریخ ) مامان عزیز                                             سیمون و ژاکلین کوچک و عزیزم                  مامان بیچاره، کارتمام است و تو دیگر ژان خود را نخواهی دید. این نامه آخرین من است و ما همین امروز بعد از ظهر تیرباران خواهیم شد. دیده ام که تو با شهامت هستی و نمی دانی که این […]

هشت سال…خیلی بعد

لیلا پاپلی یزدی
پیر شده‌ام به وضوح. دیگر آن آدم قبل نیستم. دسته‌دسته موهای سپید یک شبه لای شبق‌های پیشین می‌روید. از پله که بالا می‌روم نفسم می‌گیرد و چروک‌های ریز عرصهٔ زیر چشم‌هایم را ساحت تاخت و تازشان می‌کنند. برای زن‌ها، میان‌سالی معنای مشخصی دارد. به‌ یک‌باره جامعه برایت امن می‌شود. صدایت می‌کنند «مادر!» یا «حاج خانوم!». […]
صفحه 1 از 3123

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (31)