بایگانی: سمیرا رشیدپور

آنچه عظیم است، همانا روح تخریب و نابودگری است

به بهانه معرفی کتاب عقل ساد؛ نوشته موریس بلانشو/ حمید ملک‌زاده
«هر دختر جوانی که یک صفحه از این کتاب را بخواند گمراه خواهد شد» وقتی رسو این جمله را درباره کتاب سرگذشت شوژستین یا مصائب تقوا که در سال ۱۷۹۷ و با قلم مارکی دو ساد منتشر شده بود نوشت به نیروی عام شدیدی اشاره می‌کرد که نه تنها در این نوشته خاص «مارکی قدیس» وجود دارد بلکه به یکی از مهم‌ترین کیفیات موجود در چیزی اشاره کرد که بعدها موریس بلانشو از آن با نام عقل ساد یاد کرد و در مقاله‌ای مفصل به صورت‌بندی آن مشغول شد. مقاله‌ای که در سال ۱۳۹۵ و با ترجمه خانم سمیرا رشیدپور و در قالب یکی از کتاب‌های مجموعه تئوری پراکسیس در نشر بیدگل به فارسی‌زبانان ارائه شد. در این نوشتار سعی خواهم کرد تا به بررسی مختصر آنچه در مقاله بلانشو در این کتاب برای ما حاضر شده است بپردازم.
مقدمه «هر دختر جوانی که یک صفحه از این کتاب را بخواند گمراه خواهد شد» وقتی رسو این جمله را درباره کتاب سرگذشت شوژستین یا مصائب تقوا که در سال ۱۷۹۷ و با قلم مارکی دو ساد منتشر شده بود نوشت به نیروی عام شدیدی اشاره می‌کرد که نه تنها در این نوشته خاص «مارکی […]

ما اینک «همه یتیم‌های یک آوازیم»

قربان عباسی/ خوانشی از نمایشنامه چهره ارفه/ اولیویه پی/ مترجم: سمیرا رشیدپور
ارفه شاعر و نوازنده چنگ که صدایش سنگ‌ها و حیوانات را به سخن در می‌آورد همسر محبوبش اریدیس را در اثر مارگزیدگی از دست می‌دهد. ارفه به ناچار نزد‌ هادس می‌رود و با التماس و تمنای زیاد از فرمانروای مردگان و خدای دنیای زیر زمین تاریک می‌خواهد تا اریدیس را بار دیگر به زندگی بازگرداند...
قربان عباسی (دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران)       «ارفه شاعر و نوازنده چنگ که صدایش سنگ‌ها و حیوانات را به سخن در می‌آورد همسر محبوبش اریدیس را در اثر مارگزیدگی از دست می‌دهد. ارفه به ناچار نزد‌ هادس می‌رود و با التماس و تمنای زیاد از فرمانروای مردگان و خدای دنیای زیر […]

شهود شهوانی امر انضمامی

به بهانه انتشار «از ادبیات زنانه» تا «زن نوشت» اثر بئاتریس سلما
مفهوم نوشتار زنانه را نباید به‌عنوان نوشتاری که ویژگی‌های زنانه دارد بلکه به‌عنوان یک واحد معنایی مستقل فهم کرد. این تمایز به ما اجازه می‌دهد تا امکانی نظری برای مطالعه تاریخی که نوشتار زنانه، آن‌طور که بئاتریس سلما به‌طور مختصر گزارش می‌دهد، به دست آوریم.
حمید ملک‌زاده:         به شما امر می‌کنم سیاه باشید تا عمق رگ‌ها، و در آن‌ها خونی سیاه جاری کنید. باید که آفریقا در رگ‌ها به گردش درآید. باید که سیاها سیا شوند. باید تا سرحد جنون بر آنچه دیگران به آن محکومشان کرده‌اند، در آبنوسشان، بوی‌شان، چشم زردشان و میلشان به آدم‌خواری […]

این منم، بالرینی محبوس

درباره «چهره‌یِ اُرفه» اثر الیویه پی-ترجمه سمیرا رشیدپور
اُرفه چیزی نیست جز شهامت ادا شدن آرزوهای انسان آرزومند. سکوتی که امکان به صدا درآمدن دیگران را فراهم می‌آورد. او زنده شده است تا هماهنگی میان انسان‌ها را، هماهنگی‌ای که یک مردم را درست به خاطر ارتباطاتی که به عنوان غریبه‌ها با یکدیگر برقرار می‌کنند به واحدهایی معنایی تبدیل کند.
حمید ملک‌زاده: «من همانی نیستم که شما منتظرش هستید، من از دری دیگر اشتباهی وارد اینجا شده‌ام. من هیچ ایده‌ای ندارم. هیچ ایده‌ای! درباره حرف‌هایی که می‌خواهید از من بشنوید بدانید که یادم رفته. من این‌جا را هم ترک خواهم کرد، هیچ امیدی نداشته باشید»(۲۶) و درست دو صفحه بعد «هرآن‌چه به شما می‌گویم همواره خیالِ […]

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)