بایگانی: شکنجه

مهاجرین

غلامرضا فولادوند
معمولا بعد از نمایش این فیلمها که با پیروزی ایرانیها همراه بود بیرون مدرسه با هم دعوایمان می شد و کتک مفصلی می خوردیم. از پاسگاه هم می آمدند و بیشتر آنها و چند نفری از ما را هم می بردند. یک شب توی توالت کمیته حبسمان می کردند. و کتک می خوردیم. به خانه که بر می گشتیم کتک سوم را می خوردیم. با همه اینها می ارزید. برایمان حیثیتی بود. آخر این خاکِ فاحشه، وطن ما بود.
مهاجرین غلامرضا فولادوند بعد از شروع جنگ برای ما  و امثال ما که از خرمشهر آواره شده بودیم ، سه کیلومتری شهر ازنا اردوگاهی به پا کردند به  نام "مهمانشهر اباذر". این کمپ دو قسمت داشت، یک قسمت  برای ما بود که "مهاجرین" جنگ تحمیلی بودیم و دیگری که نامش "معاودین" بود مربوط به عراقیها […]

در سوگ روسفیدان سودازده سرزمین من

یادداشتی به قلم میراصغر موسوی
با یاد مریم میرزاخانی و تقدیم به دو دخترم؛ هانا و مانا
همه را می‌بخشم، همه را. چه آنهایی که به حبس و حصر بردند ما را، و چه آنهایی که کتک زدند و آزار دادند؛ و حتی آن برادر روسیاهِ مسخ شده‌ی نوکر و عمله‌ی قدرتِ فربه شده، که لبه تیز قمه‌اش را گذاشته بود روی گلوی باریک و نازک گردن دو دختر خردسالم، که اگر به […]

نامه هایی از دانشجویان تیرباران شده

این نامه ها از کتاب «نامه های تیرباران شده ها» استخراج شده است. در این کتاب هفتاد و یک نامه از 71 مبارز تیرباران شده در فرانسه - اعضای نهضت مقاومت - گردآوری شده است. در سال 1357 توسط انتشارات امیرکبیر نسخه فارسی این کتاب با ترجمه محمودتفضلی منتشر شد.
JANE  LEFEBVRE                                                                                ژان لوفور                  ( بدون تاریخ ) مامان عزیز                                             سیمون و ژاکلین کوچک و عزیزم                  مامان بیچاره، کارتمام است و تو دیگر ژان خود را نخواهی دید. این نامه آخرین من است و ما همین امروز بعد از ظهر تیرباران خواهیم شد. دیده ام که تو با شهامت هستی و نمی دانی که این […]

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (16)