بایگانی: صدام

مهاجرین

غلامرضا فولادوند
معمولا بعد از نمایش این فیلمها که با پیروزی ایرانیها همراه بود بیرون مدرسه با هم دعوایمان می شد و کتک مفصلی می خوردیم. از پاسگاه هم می آمدند و بیشتر آنها و چند نفری از ما را هم می بردند. یک شب توی توالت کمیته حبسمان می کردند. و کتک می خوردیم. به خانه که بر می گشتیم کتک سوم را می خوردیم. با همه اینها می ارزید. برایمان حیثیتی بود. آخر این خاکِ فاحشه، وطن ما بود.
مهاجرین غلامرضا فولادوند بعد از شروع جنگ برای ما  و امثال ما که از خرمشهر آواره شده بودیم ، سه کیلومتری شهر ازنا اردوگاهی به پا کردند به  نام "مهمانشهر اباذر". این کمپ دو قسمت داشت، یک قسمت  برای ما بود که "مهاجرین" جنگ تحمیلی بودیم و دیگری که نامش "معاودین" بود مربوط به عراقیها […]

خرده خاطرات(۱) این یک نفر( سعیدطوسی )، آن صدنفر

میراصغر موسوی   مقدمه   درشهریور ماه سال ۱۳۵۹ اینجانب ازسوی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، میرحسین موسوی که، مسئول دفتر سیاسی و قائم مقام دبیرکل حزب نیز بودند، برای تهیه گزارش از درگیری های مرزی در غرب کشور، به آن منطقه اعزام شدم. دو روز بعد از بازگشت ازغرب و تنظیم گزارش – که نسخه […]
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=lJjFB17wgSdBGgL7Fwyo8bSTkxo8edho5ff8yG%2BZmuGFNPFZbEX03SpmWXQFY2dwvBfLeFW7uEIgpVRgvtSMgw%3D%3D&prvtof=ScM7cg9O2%2F2MDB2fpfZGcNePHfzcEMlESMedMg91BCU%3D&poru=%2FUmtlF5j00xUPzXF8%2BKD1oJHwYgqYfnZAmUeUnwLJjkKlqxXeuZEJVWACKSFah9MOB%2BlQiG8%2Fk6jlSp2RhU3dA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>