بایگانی: طاعون

شهربندان/ قربان عباسی

نگاهی به نمایشنامه شهربندان آلبرکامو
آرمان‌های بزرگ نظام‌های توتالیتر ایجاد اکثریت از غلامان و سرسپردگان است به کمک اقلیت دستچین شده‌ای مرده.
شهربندان اعتراضی است به قلمرو وحشت. ایستادن در منطقه هراس است. جنگیدن با دیگری بزرگ و به مصاف طلبیدن آن. نشان می‌دهد که سکوت در برابر جباریت فضیلت نیست رذیلت است.
شهربندان / قربان عباسی مقدمه: آلبرکامو همواره محبوب ترین نویسنده درمیان کتابخوان‌های کشورمان بوده است. رمز جذابیت او درایران و درهمه جای جهان بیش ازهمه دراین بود که فارغ ازهرگونه رنگ تعلق و ازهرجناح فکری و بدون پیروی ازمرشدهای سیاسی یک تنه و به قول خودش همچون یک تک تیرانداز- درپرتو روشنایی وجدانش درجامعه تیره […]

مرگ برما خوش باد!

یادداشت سردبیر/ میراصغرموسوی
از آن همه که گفتم، قصدم بیان این جمله است، دوران ما دوران طاعون نیست، عصر کوری سفید است. دوران مردن زیر دست و پا، و هلاک شدن از گرسنگی و تشنگی، مردن در معادن، سوختن در پلاسکو، له شدن زیرآوار فروریخته از زلزله، حلق آویز شدن در بند قرنطینه، مردن در جوها و یخ زدن و کارتن پیچ شدن از سرما. سوختن در سانچی، سربریده شدن در مرزها. دوران ما دوران مرگ گروهی و جمعی است... در واقع ما خود مرگیم.
مرگ برما خوش باد! از پلاسکو تا دریای چین   رمان " کوری " حکایت نابینایی سفید است. این نابینایی، کوریِ دوران مدرنیزم است. شکل مدرن و دولت مدرن که ادعای دمکراسی دارد و سالی یک بار انتخابات برگزار می کند، پارلمان و شورا دارد، در واقع ولی قدرت متمرکز در انحصار گروه حاکمان است […]

داستان حريم دروغ

گفتگوی جمانه حداد با ماريو بارگاس يوسا/ ترجمه احسان موسوی خلخالی
حکومت‌ها به سختی می‌توانند جامعه‌ی خواننده را به بازی بگیرند و فریب دهند چون در چنین جامعه‌ای تفکر انتقادی بسیار رشد می‌کند. رمان، به شرط آن که وسیله‌ی ترویج ایدئولوژی یا سیاست یا دین نباشد، و به جدیت و پاک‌دامنی به کار رود، وسیله‌ی کارآمدی برای تغییر است.
درنگ| جمانه حداد، متولد ۱۹۷۰ در بیروت، شاعر، مترجم، روزنامه‌نگار و فعال زنان لبنانی است. او به هفت زبان دنیا صحبت می‌کند و مجموعه اشعار زیادی از او به زبان‌های مختلف منتشر شده است. حداد، مصاحبه‌های زیادی با نویسندگان بزرگ دنیا انجام داده، که برخی از آن‌ها در قالب کتاب، به زبان فارسی نیز ترجمه […]

خاک گرسنه

قسمت هشتم از کتاب «من و یگانه و دیوار» نوشته پرویز خرسند
در آنجا طاعون آدم‌ها را کنار هم می‌کُشد و در اینجا دور از هم. در آنجا آدم‌ها دسته‌جمعی می‌میرند و «مرگ دسته‌جمعی عروسی است» و در اینجا آدم‌ها در تنهایی به مرگ می‌رسند و مرگِ تنها، مرگ است با تمامی معنای این کلمه.
یگانه جان! وقتی که هستی، آن چنان از تو پُرم که همه را فراموش می‌کنم. نیستم و نمی‌دانم در رگ‌هایم چه می‌جوشد و در قلبم که می‌تپد. اما همین که می‌روی و دوباره به خودم برمی‌گردم تنهایی را می‌یابم که در خونم می‌گرید و مرگ را در عمق چشم‌هایم احساس می‌کنم. اگر این گورهای دهان […]
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=ZXZa3NlCkwFYrWQSKVAvELYhVtsiKY4ZIVqdREJJmzLhjQvwHBftPjy7Gh9sMWfkRuGihGuSf3nZABrq3i5%2FoQ%3D%3D&prvtof=U6EoU3TmLYAu4%2BLVjh69PdkoL45kV5OOZ8gecTpj8NQ%3D&poru=7YDNOiCx7R4WiiuRPV1k%2FlZYb8SHfCz9qVHQvkU4mqE4%2FlCJlSN9US3DpgbyRvVGR5KzeM3PX168nhIjed32sA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>