بایگانی: قربان عباسی

در ستایش عصیان

درستایش عصیان و نکوهش انفعال (نقدی به سخنان دکتر مرتضی مردیها)
عصیان تولد دوباره است نوعی امتناع است «نه» گفتن است و تن ندادن به جهان قدرت و نظمی که آن می خواهد.تردیدی نیست که تاریخ یکی ازمحدودیت های انسان است اما با هوشمندی باید بر خلق امکاناتی نوین متمرکز شد ما تنها درسایه عصیان است که قادر خواهیم شد برتاریخ بند نهیم سرنوشت جهان محصول نبرد و دیالکتیک است و سرنوشت آن را میدان نبرد تعیین می کند تا بوده همین بوده است کسانی که جزاین می اندیشند چیزی از طبیعت انسانی نمی دانند.باید رنج های راه را پذیرا باشیم و شکست های مکررش را لکن با غروری بی پایان و با درون مایه ای ازدرد باید امید را برای خلق جهانی نو و پوست اندازی جهانی دگر فراهم کنیم.عصیان های دیروز یک جا به خطا رفتند و آن نادیده گرفتن اصل همبستگی بود زیستن درکنار هم ودرزیر آسمان تهی.می توان درفقدان خدا به خدایی دیگر بدل شد یا به ابرمردی شکست ناپذیر اما تاریخ نشان داده است که چنین چیزی صحت ندارد مرگ درکمین است و جاودانگی برای تنهایان نیست بلکه برای آنانی است که ازخود میراثی بزرگ برای فرزندان زمین به جای می گذارند.میراث بزرگ خردمندی را که با توسل به عشق و همبستگی به مصاف تنهایی و وحشت و انزجار حاصل ازآن می رود.به مصاف جهانی تکه تکه شده.عصیان همزمان که نفی است آری گفتن هم هست.انکارهست اما ستایش هم هست رنج است اما شادی هم دارد.جنون و سرگیجه دارد اما سرمستی هم دارد.عصیان بیرون کشیدن منزلت ازدل بدترین حقارت هاست.عصیان نفی بردگی است و اعلان این شایسته ترین جمله با صدای بلند که ما همه از بردگی خسته شده ایم.آینده همواره مبهم و پر ازتیرگی است اما مه آلود بودن جنگل مانع از پیشروی ما دردل جنگل نخواهد بود.دریاهای آشوبناک درپیش روی همه ملوانان هستند اما ملوانان برای لمیدن دربندر ساخته نشده اند.عصیان صدای برده ای است که می خواهد به رسمیت شناخته شود صدای کسی است که نمی خواهد مطیع باشد صدای کسی است که می خواهد و آرزودارد خود را با تمام استعدادهایش محقق سازد ودست به آفرینش هنرمندانه خویش بزند.
در ستایش عصیان  قربان عباسی تاریخ ما دوزخ ماست باید این واقعیت را بپذیریم. تنها با درست دیدن واقعیت است که می‌توان ازآن روی گرداند و تنها با تشخیص درست بیماری است که می‌توان ازعلاج و شفای راستین سخن به میان آورد. کسانی که برای خود حق داوری قائلند بیش و پیش ازهرچیز باید برروشن […]

شهربندان/ قربان عباسی

نگاهی به نمایشنامه شهربندان آلبرکامو
آرمان‌های بزرگ نظام‌های توتالیتر ایجاد اکثریت از غلامان و سرسپردگان است به کمک اقلیت دستچین شده‌ای مرده.
شهربندان اعتراضی است به قلمرو وحشت. ایستادن در منطقه هراس است. جنگیدن با دیگری بزرگ و به مصاف طلبیدن آن. نشان می‌دهد که سکوت در برابر جباریت فضیلت نیست رذیلت است.
شهربندان / قربان عباسی مقدمه: آلبرکامو همواره محبوب ترین نویسنده درمیان کتابخوان‌های کشورمان بوده است. رمز جذابیت او درایران و درهمه جای جهان بیش ازهمه دراین بود که فارغ ازهرگونه رنگ تعلق و ازهرجناح فکری و بدون پیروی ازمرشدهای سیاسی یک تنه و به قول خودش همچون یک تک تیرانداز- درپرتو روشنایی وجدانش درجامعه تیره […]

و بهار خویشاوندی خورشید و باران است

قربان عباسی
بهار گذشتن از «عشق کبود» زمهریر سخت ناجوانمردانه سرد است، گذر است از همه شوق‌های فرو مرده دیروز و بازآمدن است برای پیوند دوباره با پرتوهای زرین خورشید و برکت باران. بهار که می‌آید بطن آبی آسمان محمل آگاهی می‌شود و نور است که در قلب سبک‌سر ما شعله می‌کشد. ذهن به جهانی آکنده از […]

سیمای شر زیر نقاب روشنفکرانه

شیطان که عقیم نیست!
روشنفکر ایرانی با ایستادن در جایگاه همه‌چیزدانی و دانای مطلق و بخوانیم عقل کل اگر پایش به بارگاه کبریایی قدرت کشیده شود که گاه کشیده شده است به جباری تیغ در دست بدل می‌شود که کالیگولاوار می‌خواهد ماه را از آسمان به زیر بکشد. او انگار هیچ وقت به نظام بیناذهنی باور ندارد. فهم بین‌الاذهانی برای او کشکی نیست که بخواهد وقت بر سر آن بگذارد و آن را بسابد. تفسیر او همواره بهترین و کاراترین تفسیر است. فهم او برین است و ایستاده بر چکاد بر ریش همه می‌خندد که چرا از دشت بی‌فرهنگی و جهالت خارج نمی‌شوند. نگاه او حتی به جامعه‌اش هم ترحم‌برانگیز است.
قربان عباسی: بگذارید بحث خود را با یک مفهوم کلیدی در باب فهم انسانی آغاز کنیم. مفهوم افق انتظار (Horizon of Expectation) که هانس روبرت یاس از چهره‌های اصلی مکتب کنستانس در نگره «زیبایی‌شناسی دریافت» به کار برد. اصطلاحی که جز او فیلسوفی چون کارل پوپر و جامعه‌شناس مشهور، کارل مانهایم هم آن را به کار […]

«همه ما ممکن است زرافه را با دو «ف» بنویسیم»

قربان عباسی
پره‌ور را به درستی بزرگ‌ترین شاعر مردمی فرانسه در سده بیستم دانسته‌اند. ذهنی جوشان، هنرمندی آفرینشگر، متفکری مبارز، مردی که قلب داغ اجتماع را در خود حمل می‌کرد. پره‌ور به انسان بودن خود ادامه داد. اما راز انسان بودن پره‌ور این است که بین عشق و سیاست پیوندی مبارک برقرار می‌کند. بین ابتدایی‌ترین نیاز عاطفی-جسمانی انسان و عرصه متنوع و پرچالش سیاست. او با جادوی واژگان خود به مصاف زندگی می‌رود. بر سنگریزه‌های یخ زده و سرد و بر زیبایی عریان یخی که بر روی رودخانه‌ای بی‌اعتنا می‌رقصد مجذوب می‌شود. پره‌ور تلفیقی است از همین فضای دوگانه؛ هرم تابستان و تصویر سرد زمهریری که زندگی را میخکوب می‌کند. آمیزه‌ای است از عشق و جنگ،گلوله و بوسه.
پره‌ور را به درستی بزرگ‌ترین شاعر مردمی فرانسه در سده بیستم دانسته‌اند. ذهنی جوشان، هنرمندی آفرینشگر، متفکری مبارز، مردی که قلب داغ اجتماع را در خود حمل می‌کرد. پره‌ور به انسان بودن خود ادامه داد. اما راز انسان بودن پره‌ور این است که بین عشق و سیاست پیوندی مبارک برقرار می‌کند. بین ابتدایی‌ترین نیاز عاطفی-جسمانی […]
صفحه 1 از 3123
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=PE9MtuK5pQh2akQ1g8F%2FoK3%2BUiZQBbNvxQMEkkBz1oN4ILbPQooWiIre169SZDAaHL8Qtmkyu7hzfFwmXQ3Itg%3D%3D&prvtof=j%2FiLiQwmjp5PLG39m2Toi7G8xoVvjUqyULVesxC51nw%3D&poru=G8OhMjatXVePs8TCo0kFBbkhaeYaHL6Qjd4ZoFJvl86VLvNmwvyvofsWWIv6Z73YBV1IuTbyZJ5eHHmmIr9PBA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>