بایگانی: قربان عباسی

و بهار خویشاوندی خورشید و باران است

قربان عباسی
بهار گذشتن از «عشق کبود» زمهریر سخت ناجوانمردانه سرد است، گذر است از همه شوق‌های فرو مرده دیروز و بازآمدن است برای پیوند دوباره با پرتوهای زرین خورشید و برکت باران. بهار که می‌آید بطن آبی آسمان محمل آگاهی می‌شود و نور است که در قلب سبک‌سر ما شعله می‌کشد. ذهن به جهانی آکنده از […]

سیمای شر زیر نقاب روشنفکرانه

شیطان که عقیم نیست!
روشنفکر ایرانی با ایستادن در جایگاه همه‌چیزدانی و دانای مطلق و بخوانیم عقل کل اگر پایش به بارگاه کبریایی قدرت کشیده شود که گاه کشیده شده است به جباری تیغ در دست بدل می‌شود که کالیگولاوار می‌خواهد ماه را از آسمان به زیر بکشد. او انگار هیچ وقت به نظام بیناذهنی باور ندارد. فهم بین‌الاذهانی برای او کشکی نیست که بخواهد وقت بر سر آن بگذارد و آن را بسابد. تفسیر او همواره بهترین و کاراترین تفسیر است. فهم او برین است و ایستاده بر چکاد بر ریش همه می‌خندد که چرا از دشت بی‌فرهنگی و جهالت خارج نمی‌شوند. نگاه او حتی به جامعه‌اش هم ترحم‌برانگیز است.
قربان عباسی: بگذارید بحث خود را با یک مفهوم کلیدی در باب فهم انسانی آغاز کنیم. مفهوم افق انتظار (Horizon of Expectation) که هانس روبرت یاس از چهره‌های اصلی مکتب کنستانس در نگره «زیبایی‌شناسی دریافت» به کار برد. اصطلاحی که جز او فیلسوفی چون کارل پوپر و جامعه‌شناس مشهور، کارل مانهایم هم آن را به کار […]

«همه ما ممکن است زرافه را با دو «ف» بنویسیم»

قربان عباسی
پره‌ور را به درستی بزرگ‌ترین شاعر مردمی فرانسه در سده بیستم دانسته‌اند. ذهنی جوشان، هنرمندی آفرینشگر، متفکری مبارز، مردی که قلب داغ اجتماع را در خود حمل می‌کرد. پره‌ور به انسان بودن خود ادامه داد. اما راز انسان بودن پره‌ور این است که بین عشق و سیاست پیوندی مبارک برقرار می‌کند. بین ابتدایی‌ترین نیاز عاطفی-جسمانی انسان و عرصه متنوع و پرچالش سیاست. او با جادوی واژگان خود به مصاف زندگی می‌رود. بر سنگریزه‌های یخ زده و سرد و بر زیبایی عریان یخی که بر روی رودخانه‌ای بی‌اعتنا می‌رقصد مجذوب می‌شود. پره‌ور تلفیقی است از همین فضای دوگانه؛ هرم تابستان و تصویر سرد زمهریری که زندگی را میخکوب می‌کند. آمیزه‌ای است از عشق و جنگ،گلوله و بوسه.
پره‌ور را به درستی بزرگ‌ترین شاعر مردمی فرانسه در سده بیستم دانسته‌اند. ذهنی جوشان، هنرمندی آفرینشگر، متفکری مبارز، مردی که قلب داغ اجتماع را در خود حمل می‌کرد. پره‌ور به انسان بودن خود ادامه داد. اما راز انسان بودن پره‌ور این است که بین عشق و سیاست پیوندی مبارک برقرار می‌کند. بین ابتدایی‌ترین نیاز عاطفی-جسمانی […]

ما اینک «همه یتیم‌های یک آوازیم»

قربان عباسی/ خوانشی از نمایشنامه چهره ارفه/ اولیویه پی/ مترجم: سمیرا رشیدپور
ارفه شاعر و نوازنده چنگ که صدایش سنگ‌ها و حیوانات را به سخن در می‌آورد همسر محبوبش اریدیس را در اثر مارگزیدگی از دست می‌دهد. ارفه به ناچار نزد‌ هادس می‌رود و با التماس و تمنای زیاد از فرمانروای مردگان و خدای دنیای زیر زمین تاریک می‌خواهد تا اریدیس را بار دیگر به زندگی بازگرداند...
قربان عباسی (دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران)       «ارفه شاعر و نوازنده چنگ که صدایش سنگ‌ها و حیوانات را به سخن در می‌آورد همسر محبوبش اریدیس را در اثر مارگزیدگی از دست می‌دهد. ارفه به ناچار نزد‌ هادس می‌رود و با التماس و تمنای زیاد از فرمانروای مردگان و خدای دنیای زیر […]

در مجلس وعظ حافظ

حافظ سراینده عشق و وصال و سرمستی و شوریدگی و شیدایی است. می‌داند «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق» و عشق همچون بن‌مایه و فکر مسلط حافظ در تمام زندگی و شعر حافظ حضور دارد. همین تأکید مکرر بر عشق است که شیوخ و زهاد زمانه را برمی‌آشوبد.
  قربان عباسی: سال‌های سال با حافظ قرین بوده‌ام. هر گاه و بی گاه که غبار غم بر دلم سنگینی کرده کنجی گزیده و به باغ پرمصفای حافظ پناه برده‌ام. و چه شب‌ها که به مصرعی از او اشک از دیده سترده‌ام. این قرابت و انیس بودن با حافظ است که زندگی‌ام را شکل داده […]
صفحه 1 از 3123

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)