بایگانی: محمدرضا پورثابتی

یک قدم تا انقلاب

داستان کوتاه- نویسنده: محمدرضا پورثابتی
  ——————- آفتاب انگار کم‌سو بود که مرد گفته بود: انقلاب پیرمرد سرش را خم کرد و پرسید:‌ چند نفر هستید؟ مرد به اطرافش نگاهی انداخت و گفت:‌ فعلاً یک نفر پیرمرد خنده‌اش گرفت و یک بوق دیگر زد:‌ بیا بالا، سریع بیا تا جریمه نکردن مرد سوار شد و در را که بست، چشم‌های […]
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=PuXwXJwsoTslUWXUe2bGq%2FqTEYSSAXS9qcGZwKBOFEve3R%2FQ2a8vdUbnv6fQctXajnMaefOfJeHGSQSdk7ln6Q%3D%3D&prvtof=oW9hWInYZbIfFI4D7wat9A5zT2WwJ4DHM%2B5HZlkNYzI%3D&poru=0TTDyvfiRT7m4y7Yu%2B4%2FSHU8DI0DzFqcwXBRSE4nzU3HnAB5Hzc3q82Gpo3dtGIpFDZBm4jFNDGB2ZaDd%2F9hFw%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>